محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

417

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

مَزدَخْكان : بزرگ وگسترده است . دور آن دوازده هزار دژ وروستا است . جشيره : بزرگ است ودژى دارد . سدور : بر كرانهء جيحون يك دژ ويك ربض دارد . جامع در ميان شهر درون يك دژ است . زردوخ : بزرگ وداراى يك دژ وحومه است . براتكين : « 1 » قريه‌ايست بزرگ در دشت نزديك كوه واز آنجا سنگ ساختمان مىبرند بازارى بزرگ دارد كه جامع نيز در آنست . ساختمانها نيز از گل نرم وخوبست . ديگر شهرها نيز آباد ومستحكم هستند ولى مزداخكان از همه بزرگتر ونزديك به اندازهء جرجانيه است . ودور آن بارو هست . جرجانيه : قصبهء سمت خراسان بر رود جيحون است ، بطورى كه آب كنار شهر را مىسايد وبراي بازگردانيدن آب از چوب تخته سود برده‌اند وبا روشى شگفت‌انگيز آب را به خاور بازگردانيده از آنجا در دشت به سوى قريهء فراتكين « 2 » پيچيده از يك سوى آن مىگذرد ، ودم دروازه‌هاى شهر آبشخورها كنده‌اند ، ولى از تنگى جا به درون آن نمىرود . واينها روز به روز در گسترش مىباشند . دم دروازهء حجاج كافى هست كه آن را مأمون ساخته ، درى دارد كه در همهء خراسان شگفت انگيزتر

--> ( 1 ) ص 286 پ 3 . ( 2 ) گويا : براتكين باشد .